محله امام رضا

محله

امام رضا

محله امام‌رضا(ع)

یک قرن پیش بود که قرارشد خیابان جدیدی در ضلع‌های شمالی‌وجنوبی حرم‌مطهر ساخته شود. خیابانی که اکنون ۹۰ سال ازعمرش می‌گذرد و حوادث تلخ‌وشیرین بسیاری را به خود دیده است.نام این خیابان ابتدا به «تهران»معروف شد،بعد به امیراسدالله‌علم تغییریافت و بعد ازپیروزی انقلاب، به‌نام امام‌رضا(ع) نامگذاری شد.

محله امام رضا
هاشم شکوهی شاعر سرشناس اهل‌بیت (ع) و انقلاب ۱۴دی ۱۳۹۴، درگذشت. پیشینه خانوادگی‌ او با اهل بیت گره خورده است و آبا و اجداد آقای شاعر نسل در نسل در نقاره‌خانه حضرت مشغول خدمت بوده‌اند.
احمد ثقفی می‌گوید: دو سال پیش به ترمینال رفته بودیم تا عازم سفر شویم. در ترمینال آب جمع شده بود. همان‌جا تصمیم گرفتم موضوع آب گرفتگی فضای بیرونی ترمینال را با شهرداری درمیان بگذارم. مدتی بعد پیگیری هایم نتیجه داد.
امیررضا کریمی از روز بعد شهادت قائد امت اسلامی، بخش زیادی از اوقات فراغتش را در اجتماع مردمی گذرانده است. او تنها به تعداد انگشتان دست نتوانسته به اجتماع برود و بیش از نود شب در میدان بوده است.
شهربانو مقنی‌باشی با شروع جنگ با وجود برخی ناملایمت‌های جسمی در سن ۵۴ سالگی سه روز در هفته، راهی خانه یکی از دانش‌آموزانش می‌شد تا آموزش را در شرایطی متفاوت و به‌صورت حضوری برای بچه‌ها ادامه دهد.
بعضی آدم‌ها با رفتنشان تمام نمی‌شوند، در نقل‌قول‌ها زنده‌اند و هر بار که اسمشان می‌آید، یک «خدابیامرز» نثارشان می‌شود. برای محمود خالقی‌هژبری، روضه‌خوان منزل پدری یکی از همان آدم‌هاست.
مرضیه مکاری، فرهنگی است و بااینکه مدتی را در روستا‌های اطراف مشهد تدریس کرده است، باز هم خودش را در همه سال‌های عمرش ساکن محله امام‌رضا (ع) می‌داند؛ محله‌ای که به نظر او اعتقادات دینی در آن بسیار پررنگ است.
قدمت جلسه قرآن هفتگی «پیروان حضرت محمد (ص)» در محله امام‌رضا(ع) به ۷۳‌سال پیش می‌رسد و حالا توسط نسل دوم افرادی که این دوره قرآن را تأسیس کردند، به‌شکل مستمر برگزار می‌شود.
حضور پررنگ کودکان و نوجوانان همراه والدینشان در اجتماع مردمی سبب شد دو‌نفر از فرهنگیان محله به مسئول پاتوق دخترانه مسجدالرضا(ع) پیشنهاد دهند که برای دانش‌آموزان کلاس رفع اشکال درسی برگزار کنند؛ پیشنهادی که با استقبال همراه شد.
بغضش می‌ترکد و اشک‌هایش جاری می‌شود. سعی می‌کند خودش را کنترل کند؛ «کرج زیر آتش موشک است. شاید من و همسرم ترس به دلمان راه ندهیم، اما هر‌بار‌که بچه‌ام از صدای بمباران از خواب می‌پرد، دلم را جای دل مادران غزه می‌گذارم.
۲۸‌سال است که در محله امام‌رضا(ع) هر شب ماه مبارک رمضان، در حاشیه خیابان، مراسم افطاری ساده برپاست. فرقی هم نمی‌کند غریبه باشی یا آشنا، یا حتی چند‌بار در صف بایستی و ظرف آش رشته‌ای بگیری. خادمان پذیرای همه روزه‌داران هستند.
«شفیق» تخلص علی‌اکبر خویشاوندی است و این‌طور که خودش می‌گوید، این عنوان را به این دلیل انتخاب کرده تا شفیق شعرهایش باشد.
زندگی‌ نیما رحیمی با صدای سوت داور، برخورد توپ به تور دروازه و تمرکز پیش از تیراندازی با اسلحه بادی گره خورده است. ورزش برای او رؤیایی است که هر‌روز جدی‌تر دنبالش می‌کند و توانسته مدال‌های رنگارنگی کسب کند.
سعید تقی نیا هم نویسنده است و هم شاعر و هم مغازه‌دار؛ شاید بار‌ها برای خرید ظروف یک‌بار مصرف به مغازه‌‌اش در فلکه ضد سر زده‌ باشید، اما اگر می‌دانستید شاعر است بی‌شک پاهایتان لختی درنگ می‌کرد تا ظرفی شعر از او به یادگار بردارید.
خیابان خرمشهر ۱۹ تا دهه ۶۰ «خیام» نام داشت، اما به این دلیل که خیابان دیگری در شهر به این نام پلاک‌گذاری شده بود، نامش تغییر یافت. معابر اطراف این خیابان، نام مناطق جنگی مانند شوش، دارخوین را بر خود دارند و این معبر نیز هویزه نامیده شد.
مغازه بقالی با چهارچوب فلزی و قاب‌های شیشه‌ای هنوز هم در خاطرات جواد فرهادی پررنگ است؛ صاحب مغازه، پیرمردی بود که همه «عمو» صدایش می‌کردند و این هنوز در ذهن جوادآقا ماندگار شده است؛ چون هیچ‌کس اسمش را نمی‌دانست.
علاقه مرحوم زهرا دهنوی به قرآن آن‌قدر بود که از زمان شیرخوارگی فرزندانش، زیر لب آیه‌ای از قرآن، زیارت عاشورا یا دعای توسل می‌خواند. همین پیگیری‌های او باعث شده بود محمدطاها پیش از رفتن به مدرسه، حافظ جزء سی‌ام شود.
خیابان خرمشهر‌۱۳ که در دهه‌۲۰، «مهتاب» نامیده می‌شد و کوچه هم به «سی‌متری بهار» شهرت داشت، اما در زمان جنگ تحمیلی، این محدوده به نام مناطق جنگی نام‌گذاری شد، این معبر هم «دارخوین» نام گرفت.
هفتادوشش سال ملای قرآن هیئت شاهزاده علی‌اصغر (ع) بود. حالا یکی‌دوسال است به‌دلیل کهولت سن کمتر می‌تواند به هیئت برود. شهادت پسرش محمدتقی طوری رقم خورد که گویی زندگی او با حضرت علی‌اصغر(ع) گره خورده است.
وقتی در چهارسالگی در حرم امام‌حسین (ع) روی شانه پدرش نشسته بود، هم‌صدا با مداح ایرانی که آنجا روضه می‌خواند، شروع به خواندن کرد. محمد‌احسن، از همان موقع وارد دنیای مداحی شد.
الیاس وفایی از ورزش فوتسال شروع کرد اما حس می‌کرد چیزی در درونش کم است، تا اینکه یک روز به تماشای مسابقات جوجیتسو رفت و همان لحظه، تصمیم گرفت مسیر تازه‌ای را آغاز کند.